بازگشت

گفته های همایون شجریان از پروژه سی

گفته های همایون شجریان از پروژه سی

گفته های همایون شجریان از پروژه سی

«همایون شجریان» - خواننده ی برجسته ی موسیقی سنتی ایران- فردا شب آخرین اجرا از پروژه «سی» را با همراهی «سهراب پورناظری» پشت سر می گذارد. در همین راستا، در یادداشتی در شبکه ی اجتماعی اش از همراهی های مخاطبان در این برنامه تشکر کرده و در این میان توجه ویژه ای به یکی از هوادارانش داشته است.

 

دوستان و عزيزانم، اين شب ها در خدمت شما نازنينان، از بركت وجود پرمهرتان عجيب ترين و بهترين اتفاقات زندگى را تجربه مي كنم. از دورانى كه در كنار شكوه بى تكرار پدر بر صحنه، با جادوى آوازش مست و مبهوت ميشدم تا امروز كه همچنان وقتى بر صحنه هستم زير سايه او هستم، هر تشويقى كه سهم من كرديد و مى كنيد را تقديم او مى كنم كه تنها قطره اى هستم پيش درياى هنرش. يك شب ديگر كنسرت نمايش سى، سى اجرايش كامل ميشود و به پايان مى رسد، و دلتنگى هاى من براى عادت ديدار و نفس شما سروران، و هنرمندان و عوامل يك دل سى فرا مى رسد. در شب هايى كه گذشت، آشنايان زيادى تلاش كردند براى كنسل شدن و دوستان زيادى با آگاهى از زحمات كشيده شده و دانستن قدر شور و شوق مردم، تمام قد ايستادند تا سى راهش را ادامه دهد و ميزبان شما دوستدارن هنر و فرهنگ باشد، همچنين در ساعات اجرا، عزيزان مجموعه پليس در نظم بخشيدن به ترافيك و عبور و مرور شهر از دل و جان مايه گذاشتند تا بي هيچ چشم داشت و منتى يار و ياورمان باشند، و همسايگان محترم كه با صبر و بزرگوارى تحمل كردند صدا و شلوغى راه تا منزل شان را، كه اگر لطف همگى نبود ادامه كار ممكن نبود. نمى دانم معشوق برايمان چه بخواهد، تمام سعى مان را خواهيم كرد تا در چند ماه آينده با تكرار سى در مكان ديگرى درخدمتتان باشيم. و اما اين پسر كه در عكس مى بينيد، يكي از با عشق ترين و با غيرت ترين جوانان شهرمان است، من آخرين بار ايشان را در كنسرت برج ميلاد خود ديده بودم و حالا چندين بار است كه در اين اجراها مى بينم، چون به قول خودش از علاقه مندان من است و رفيق من. شغلش اين است كه گاهى در پمپ بنزين ولنجك و گاه در ديگر نقاط شهر تهران كفش واكس ميزند و واكس مى فروشد. ديشب خواست تا با خودم برسانمش به ميدان تجريش و هم كلام شويم، كنجكاوش شدم و همراه شديم، در پيچ و خم سوالات فهميدم مغرور تر از آن است كه چيزي بخواهد جز يك چيز، كه دوستانش باور كنند او رفيق من است و تنها همين. به پاس يك لحظه شاد شدن غمى كه در عمق وجودش از من پنهان مى كرد و به پاس آن جمله كه گفت مگر من مرده باشم كه بگذارم مادرم و خواهرم كار كنند اين عكس با او را انتخاب كردم، كه دوستى با من افتخار نيست. هميشه شاد باشيد و هميشه سلامت در كنار عزيزانتان.

منبع: موسیقی ما